Menu

Surah At-Takwir

The Overthrowing

Chapter 81 of 114

تلاوت زیبای قرآن

Surah At-Takwir

Recited by Salaah Bukhaatir

Overview

About this Surah

The name of this Surah has not been taken from any verse but it has been called Al-Anbiyaa because it contains a continuous account of many Anbiyaa (Prophets). Nevertheless, it is a symbolic name and not a title.

At a glance

Surah 81 of 114

Translation
Persian
Recitation
Salaah Bukhaatir

Ask the AI about this Surah

Commentary

Tafsir

<h2>Name</h2><p>The name of this Surah has not been taken from any verse but it has been called <em>Al-Anbiyaa</em> because it contains a continuous account of many <em>Anbiyaa</em> (Prophets). Nevertheless, it is a symbolic name and not a title.</p><h2>Period of Revelation</h2><p>Both the subject matter and the style of the Surah indicate that it was sent down in the third stage of the life of the Holy Prophet at Makkah.(Sea Introduction to Chapter VI).</p><h2>Subject and Topics</h2><p>This Surah discusses the conflict between the Holy Prophet and the chiefs of Makkah, which was rampant at the time of its Revelation and answers those objections and doubts which were being put forward concerning his Prophethood and the Doctrines of <em>Tauhid</em> and the Hereafter. The chiefs of Makkah have also been rebuked for their treachery against the Holy Prophet and warned of the evil consequences of their wicked ways. They have been admonished to give up their indifference and heedlessness that they were showing about the Message. At the end of the Surah, they have been told that the person whom they considered to be a "distress and affliction" had in reality come to them as a blessing.</p><h2>Main Themes</h2><p>In <a href="/21/1-47" rel="noopener noreferrer" target="_blank">vv. 1-47</a>, the following themes have been discussed in particular :</p><ol><li>The objection of the disbelievers that a human being could not be a Messenger and therefore they could not accept Muhammad (peace be upon him) as a Prophet, has been refuted.</li><li>They have been taken to task for raising multifarious and contradictory objections against the Holy Prophet and the Qur'an.</li><li>Their wrong conception of life has been proved to be false because it was responsible for their indifferent and heedless attitude towards the Message of the Holy Prophet. They believed that life was merely a sport and pastime and had no purpose behind or before it and there was no accountability or reward or punishment.</li><li>The main cause of the conflict between the disbelievers and the Holy Prophet was their insistence on the doctrine of <em>shirk</em> and antagonism to the Doctrine of <em>Tauhid</em>. So the doctrine of <em>shirk</em> has been refuted and the Doctrine of <em>Tauhid</em> reinforced by weighty and impressive though brief arguments.</li><li>Arguments and admonitions have been used to remove another misunderstanding of theirs. They presumed that Muhammad (peace be upon him) was a false prophet and his warnings of a scourge from God were empty threats, just because no scourge was visiting them in spite of their persistent rejection of the Prophet.</li></ol><p>In <a href="/21/48-91" rel="noopener noreferrer" target="_blank">vv. 48-91</a>, examples have been cited from the important events of the life stories of the Prophets to show that all the Prophets, who were sent by God, were human beings and had all the characteristics of a man except those which were exclusive to Prophethood. They had no share in Godhead and they had to implore Allah to fulfill each and every necessity of theirs.</p><p>Along with these two other things have also been mentioned:</p><ol><li>All the Prophets had to pass through distress and affliction; their opponents did their worst to thwart their mission, but in spite of it they came out successful by the extraordinary succor from Allah.</li><li>All the Prophets had one and the same "way of life', the same as was being presented by Muhammad (Allah's peace be upon him), and that was the only Right Way of Life and all other ways invented and introduced by mischievous people were utterly wrong.</li></ol><p>In <a href="/21/92-106" rel="noopener noreferrer" target="_blank">vv. 92-106</a>, it has been declared that only those who follow the Right Way, will come out successful in the final judgment of God and those who discard it shall meet with the worst consequences.</p><p>In <a href="/21/107-112" rel="noopener noreferrer" target="_blank">vv. 107-112</a>, the people have been told that it is a great favor of Allah that He has sent His Messenger to inform them beforehand of this Reality and that those, who consider his coming to be an affliction instead of a blessing, are foolish people.</p>

Verse by verse

Surah At-Takwir · The Overthrowing

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

  1. Ayah 1

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ

    هنگامی که خورشید درهم پیچیده می‌شود (و نظام جهان درهم می‌ریزد). [[«کُوِّرَتْ»: درهم پیچیده شد. در هم نوردیده گردید (نگا: زمر / 5). مراد از میان رفتن نور خورشید و فروافتادن آن است.]]

  2. Ayah 2

    وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ

    و هنگامی که ستارگان تیره و تار می‌گردند و فرو می‌افتند. [[«انکَدَرَتْ»: فرو افتادند (نگا: انفطار / 2). بی‌فروغ و تاریک شدند (نگا: مرسلات / 8).]]

  3. Ayah 3

    وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ

    و هنگامی که کوهها (از جای خود برکنده می‌شوند و به این سو و آن سو) رانده می‌شوند. [[«سُیِّرَتْ»: به حرکت انداخته شد. رانده گردید (نگا: کهف / 47، نبأ / 20).]]

  4. Ayah 4

    وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ

    و هنگامی که (با ارزش‌ترین اموال، از جمله) شتران آبستنی که ده ماه از حمل آنها گذشته است به دست فراموشی سپرده می‌شوند. [[«الْعِشَارُ»: جمع عُشَراء، شترانی که ده ماه از آبستنی آنها گذشته است و نفیس‌ترین چیز در پیش عربها بودند. شتران آبستنی که دو ماه برای وضع حمل آنها مانده باشد (نگا: المصحف المیسّر). «عُطِّلَتْ»: به حال خود رها شدند. آیه برای تمثیل است. یعنی اگر به فرض، مردمان در این هنگام شترانی بدین صفت هم داشته باشند، آنها را رها می‌سازند.]]

  5. Ayah 5

    وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ

    و هنگامی که ددان و جانداران گرد آورده می‌شوند (و خوی درندگی و رمندگی را از ترس فراموش می‌کنند، و برای کاستن از وحشت در کنار هم قرار می‌گیرند و به هم می‌آمیزند). [[«حُشِرَتْ»: گردآورده شدند. هلاک گشتند (نگا: معجم‌الفاظ القرآن الکریم).]]

  6. Ayah 6

    وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ

    و هنگامی که دریاها سراسر برافروخته می‌گردند (و گدازه‌ها و گازهای درون زمین طوفانهای آتشین و انفجارهای هولناکی پدید می‌آورند). [[«سُجِّرَتْ»: سراسر آتش گردید. فروزان و برافروخته شد.]]

  7. Ayah 7

    وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ

    و هنگامی که دوباره جانها به پیکرها درآورده می‌شوند و جفت یکدیگر می‌گردند. [[«النُّفُوسُ»: جمع نَفْس، جانها و روانها. «زُوِّجَتْ»: جفت اصل خود گردانده شد، و به منشأ خویش، یعنی بدن درآورده شد. این آیه بیانگر این مطلب است که پس از مرگِ انسانها، جانها از پیکرها جدا می‌گردند و به گونه مستقلّی بسر می‌برند، و پیکرها به خاکها تبدیل و جذب عناصر دیگر می‌شوند و شکلها و صورتهای ترکیبی جدیدی را پیدا می‌کنند، با نفخه دوم صور و به فرمان ربّ غفور، بار دیگر روانها وارد کالبدهای خود می‌گردند، و چشم به جهان نو می‌گشایند و تا ابد به گونه شگفتی زندگی می‌نمایند.]]

  8. Ayah 8

    وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ

    و هنگامی که از دختر زنده‌بگور پرسیده می‌شود. [[«الْمَوْءُودَةُ»: دختر زنده بگور. برخی از عربها در دوره جاهلی، دختران خود را به دلائلی زنده بگور می‌کردند، از جمله: از ترس فقر و تنگدستی، و خوف از ننگ و عار زنا، و هراس از اسارت دختران در جنگها و به صورت کنیز درآمدن ایشان. امّا دختر زنده بگور می‌تواند نماد مظلومیّت بوده و گفت: «هر موجود زنده و مستعدّی که ظالمانه نابود شود، و هر استعداد زنده‌ای که خفه گردد و هر حقی که از میان برود، موءودة است و از آن سؤال و بازخواست می‌شود» (نگا: پرتوی از قرآن).]]

  9. Ayah 9

    بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ

    به سبب کدامین گناه کشته شده است؟ [[«بِأَیِّ ذَنبٍ ...»: نکته قابل توجّه این است که قرآن نمی‌گوید از قاتلان بازخواست می‌شود، بلکه می‌گوید از چنین کودکان معصوم و مظلوم پرسش می‌شود. گوئی قاتلان ارزش بازپرسی را ندارند.]]

  10. Ayah 10

    وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ

    و هنگامی که نامه‌های اعمال پخش و گشوده می‌شود. [[«الصُحُفُ»: نامه‌های اعمال. «نُشِرَتْ»: پخش شد در میان مردمان. گشوده و باز گردید و بدانها نگریسته شد (نگا: شربینی، المنتخب).]]

  11. Ayah 11

    وَإِذَا السَّمَاءُ كُشِطَتْ

    و هنگامی که آسمان (همچون پوست حیوان) برکنده می‌شود. [[«کُشِطَتْ»: پوست کنده شد. یعنی: چیزی به نام آسمان در میان نماند. پرده از روی آن برگرفته شد. یعنی: پرده‌هائی که در این دنیا بر جهان ماده و عالم بالا افکنده شده است و مانع از آن است که مردم فرشتگان یا بهشت و دوزخ را ببینند کنار می‌رود، و انسانها حقائق هستی را عیان می‌بینند (نگا: شعراء / 91، نازعات / 36).]]

  12. Ayah 12

    وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ

    و هنگامی که دوزخ کاملاً برافروخته و شعله‌ور می‌شود. [[«سُعِّرَتْ»: برافروخته گردید. مشتعل شد. آتش در گرفت.]]

  13. Ayah 13

    وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ

    و هنگامی که بهشت (برای پرهیزگاران) نزدیک آورده می‌شود. [[«أُزْلِفَتْ»: نزدیک گردانده شد (نگا: شعراء / 90، ق / 31).]]

  14. Ayah 14

    عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ

    (آری! در آن موقع) هرکسی می‌داند چه چیزی را آماده کرده است و تهیّه دیده است (و با خود به قیامت آورده است). [[«عَلِمَتْ»: (نگا: آل‌عمران / 30). این آیه، جواب واژه (إِذا) در آیات پیشین است.]]

  15. Ayah 15

    فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ

    سوگند به ستارگانی که واپس می‌روند (و در پرتو خورشید از دیدگان مردمان پنهان می‌شوند)! [[«فَلآ أُقْسِمُ»: (نگا: واقعه / 75، حاقّه / 38، معارج / 40، قیامه / 1 و 2). «الْخُنَّسِ»: جمع خانِس، واپس روندگان. واپس ماندگان. مراد همه ستارگان است که با طلوع خورشید، از دیدگان ما انسانها، انگار خویشتن را واپس می‌کشند، و به درون لانه‌های خود می‌خزند.]]

  16. Ayah 16

    الْجَوَارِ الْكُنَّسِ

    سیّارگانی که (حرکت می‌کنند و از دیده‌ها) پنهان و مخفی می‌شوند. [[«الْجَوارِی»: جمع جاریه، روندگان. سیّارگان. در رسم‌الخطّ قرآنی یاء آن برای تخفیف حذف شده است. «الْکُنَّسِ»: جمع کانِس، پنهان شونده.]]

  17. Ayah 17

    وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ

    و سوگند به شب بدان گاه که پشت می‌کند و به آخر می‌رسد (و رو به سوی روشنائی و نور می‌رود)! [[«عَسْعَسَ»: شب روآورد و تاریک شد. شب پشت کرد و کم‌رنگ گردید. این واژه از اضداد است، ولی به قرینه: وَالَّیْلِ إِذَا أَدْبَرَ (مدّثّر / 33)، شاید به آخر رسیدن شب مراد باشد که در برابر طلیعه‌های نور عقب‌نشینی می‌کند و دامنه‌های تاریک شب برچیده می‌شود و زندگان به جنبش درمی‌آیند.]]

  18. Ayah 18

    وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ

    و سوگند به صبح بدان گاه که می‌دمد (و با طلوع سپیده، چهره‌ی نورانی و پرفروغ خود را به جهانیان می‌نمایاند، و با نسیم حیات‌بخش خویش خفتگان را به حرکت و تلاش می‌کشاند، و از بی‌خبری به بیداری و هوشیاری می‌رساند)! [[«تَنَفَّسَ»: نفس کشید. دمیدن گرفت. انگار صبح شخصی است که از فشار غم رها و نفَس راحتی می‌کشد. مراد روشن شدن است (نگا: مدّثّر / 34).]]

  19. Ayah 19

    إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ

    این قرآن، کلام (خدا و توسّط) فرستاده‌ی بزرگواری (جبرئیل نام برای محمّد پیغمبر اسلام، روانه شده) است. [[«إِنَّهُ»: ضمیر (هُ) به قرآن، یا به خبرهای پیشین مذکور در این سوره برمی‌گردد. این آیه جواب سوگندهای پیشین است. «رَسُولٍ»: مراد جبرئیل است.]]

  20. Ayah 20

    ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ

    او (در ادای مأموریّت خود توانا و) نیرومند است، و نزد خداوندِ صاحبِ عرش دارای منزلت و مکانت والائی است. [[«مَکِینٍ»: دارای مکانت و منزلت. برجسته (نگا: یوسف / 54).]]

  21. Ayah 21

    مُّطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ

    او در آنجا (که ملکوت اعلی و عالم فرشتگان است) فرمانروا، و (در کار ابلاغِ وحی و پیام الهی) امین و درستکار است. [[«مُطَاعٍ»: فرمانروا. اطاعت شونده. «ثَمَّ»: آنجا. مراد عالم بالا و ملکوت اعلی است که اصل آن را خدا می‌داند و بس.]]

  22. Ayah 22

    وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ

    همدم و معاشر شما (محمّد پسر عبدالله) دیوانه نیست (و خوب او را می‌شناسید و به عقل و شخصیّت و بزرگی او اعتراف دارید). [[«صَاحِبُ»: دوست و رفیق. مُصاحب و مُعاشر. تعبیر صاحب، اشاره به این است که او سالیان دراز در میان قریشیان زندگی کرده بود و او را امین می‌نامیدند، و تا وحی برای وی نیامده بود او را خردمند و هوشمند و فرزانه می‌دانستند، ولی پس از آن دیوانه‌اش قلمداد می‌کردند.]]

  23. Ayah 23

    وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ

    محمّد به طور مسلّم جبرئیل را در کرانه‌ی روشن (عالم بالا، در سدرةالمُنْتَهی، به صورت فرشتگی خود) مشاهده کرده است. [[«لَقَدْ رَآهُ»: قطعاً محمّد جبرئیل را دیده است. «الأُفُقِ الْمُبِینِ»: افق روشن و آشکار. افقی که نمایاننده فرشتگان است و فرشتگان در آنجا به صورت اصلی دیده می‌شوند. مراد افق عالم بالا، در صدرةالمنتهی، که بهشت آنجا است می‌باشد (نگا: نجم / 7 و 8 و 9).]]

  24. Ayah 24

    وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ

    او (که محمّد امین است، مطالب وحی آسمانی را بر شما پوشیده نمی‌دارد، و از اعلام آن دریغ نمی‌ورزد و) نسبت به شما درباره‌ی غیب بخل نشان نمی‌دهد. [[«الْغَیْبِ»: مراد وحی، یعنی هر آن چیزی است که درباره روز قیامت، ذات و صفات خدا، بهشت و دوزخ، فرشتگان، و غیره از سوی خدا به پیغمبر ابلاغ می‌شده است. «ضَنِینٍ»: بخیل. تنگ‌چشم. هدف اصلی آیه این است که: پیغمبر اسلام در تبلیغ و تعلیم مطالب وحی، کمترین تعلل و قصوری نمی‌کند و هر چیزی را که بداند به شما می‌آموزد، و مانند کاهنان و ساحران نیست که آموخته‌های خود را به دیگران منتقل نکند.]]

  25. Ayah 25

    وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ

    و این قرآن، گفتار اهریمن رانده و مانده (از درگاه رحمت الهی) نیست. [[«رَجِیمٍ»: مطرود. رانده شده از لطف و رحم خدا (نگا: آل‌عمران / 36، حجر / 17 و 34، نحل / 98، ص / 77).]]

  26. Ayah 26

    فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ

    پس کجا می‌روید؟ (محمّد با بیان حجّت و رساندن حق و حقیقت بر شما اتمام حجّت کرده است. پس هرجائی و راهی که بروید، گمراهی و سرگشتگی است). [[«أَیْنَ تَذْهَبُونَ؟»: کجا می‌روید؟ یعنی جز راه قرآن، هرکجا بروید بیراهه است. این پرسش همانند پرسش از کسی است که جاده مستقیم را رها سازد و بیراهه برود و او را ندا دهند: آهای کجا می‌روی؟]]

  27. Ayah 27

    إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ

    این قرآن جز پند و اندرز جهانیان نیست (و سراسر آن بیدارباش و هوشیار باش شعور و فطرتهای خفته است). [[«إنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ»: (نگا: یوسف / 104، ص / 87، قلم / 52).]]

  28. Ayah 28

    لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ

    برای کسانی از شما که (خواستار راستی و درستی و طیّ طریق جاده‌ی مستقیم باشند و) بخواهند راستای راه را در پیش بگیرند. [[«لِمَنْ ...»: بدل از (الْعَالَمِینَ) است. «أَن یَسْتَقِیمَ»: این که راه راست را در پیش گیرد (نگا: جنّ / 16). بر حق و حقیقت استقامت و پایداری داشته باشد (نگا: فصّلت / 30، احقاف / 13).]]

  29. Ayah 29

    وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ

    و حال این که نمی‌توانید بخواهید جز چیزهائی را که خداوند جهانیان بخواهد. [[«وَ»: واو حالیّه است (نگا: التفسیر القرآنی للقرآن). «وَ مَا تَشَآءُونَ ...»: مراد این است که فرمانروای مطلق خدا است، و رفتار و کردار بنده وقتی از قوّه به فعل درمی‌آید که بنده بخواهد و خدا هم بخواهد، و خواست بنده با خواست خدا همنوا شود. یعنی اعمال آدمی فقط منحصر و موقوف به خواست خودش نمی‌باشد. بلکه زمانی خواست انسان به عمل تبدیل می‌گردد که خدا اجازه صدور آن را بدهد. به عبارت دیگر تصمیم کار انسان است و توفیق کار خدا. آخر اگر انسان در این جهان کاملاً آزاد باشد، و چنان قدرتی را در دست داشته باشد که هرچه بخواهد بتواند انجام دهد، نظم و نظام دنیا به هم می‌خورد و جهان ویران می‌شود (نگا: انسان / 30).]]

About the Quran

The Quran

The Quran is the holy scripture of Islam. Muslims believe that it is the literal word of Allah (سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى), revealed to the Prophet Muhammad (صلى الله عليه وسلم) over a period of 23 years. The Quran is composed of 114 Surahs (chapters) and contains 6,236 Ayat (verses). Muslim beliefs and practices are based on the Quran and the Sunnah, the teachings and example of the Prophet Muhammad (صلى الله عليه وسلم).

The Kaaba in Mecca
A mosque in South America

Meccan Surahs

The Meccan Surahs are the earliest revelations sent down to the Prophet Muhammad (صلى الله عليه وسلم). They were revealed in Mecca, hence their name. These revelations form the foundation of the Islamic faith and contain guidance for Muslims on how to live their lives. The Meccan Surahs are also notable for their poetic beauty and lyrical prose.

Medinan Surahs

The Medinan Surahs are the later Surahs that, according to Islamic tradition, were revealed in Medina after the Prophet Muhammad's (صلى الله عليه وسلم) hijra from Mecca. They were revealed by Allah (سبحانه و تعالى) when the Muslim community was larger and more developed, as opposed to their minority position in Mecca.

Stay connected

Receive regular updates

New features, translations and reminders from AskTheQuran, straight to your inbox.

We use Mailchimp to send updates. You can unsubscribe at any time. See our privacy policy.

We may receive a commission if you click on a link and buy a product, service or similar, at no extra cost to you. Details are in the disclosure policy.